Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود آهنگ علی یاسینی جنگ

۱ شهریور ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

دانلود آهنگ جدید علی یاسینی به نام جنگ

در این پست می توانید آهنگ جدید علی یاسینی جنگ را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

Download New Song By Ali Yasini  Called Jang

خواننده نام آهنگ تنظیم دسته بندی
علی یاسینی جنگ سعید شمس آهنگ غمگین

 

نوشته دانلود آهنگ علی یاسینی جنگ اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


دانلود آهنگ مسیح و آرش AP نرو

۳۱ مرداد ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

دانلود آهنگ جدید مسیح و آرش AP به نام رو نرو

در این پست می توانید آهنگ جدید مسیح و آرش AP نرو را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

Download New Song By Masih & Arash AP  Called  Naro

خواننده نام آهنگ ترانه سرا دسته بندی
مسیح و آرش AP نرو آهنگ عاشقانه

 

نوشته دانلود آهنگ مسیح و آرش AP نرو اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


دانلود آهنگ بهنام بانی هنوز دوست دارم

۳۱ مرداد ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

 دانلود آهنگ جدید بهنام بانی به نام هنوز دوست دارم

در این پست می توانید آهنگ جدید بهنام بانی هنوز دوست دارم را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

 

Download New Song By Behnam Bani Called  Hanooz Dooset Daram

خواننده نام آهنگ ترانه سرا دسته بندی
بهنام بانی دوست دارم محمد نجم آهنگ عاشقانه

 

نوشته دانلود آهنگ بهنام بانی هنوز دوست دارم اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


دانلود آهنگ بابک جهانبخش من هستم

۳۱ مرداد ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

دانلود آهنگ جدید بابک جهانبخش به نام من هستم

در این پست می توانید آهنگ جدید بابک جهانبخش من هستم را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ بابک جهانبخش من هستم

Download New Song By Babak Jahanbakhsh  Called Man Hastam

خواننده نام آهنگ شاعر دسته بندی
بابک جهانبخش من هستم محسن شیرالی آهنگ غمگین

 

نوشته دانلود آهنگ بابک جهانبخش من هستم اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


دانلود آهنگ حمید اصغری بریم

۲۸ مرداد ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

دانلود آهنگ جدید حمید اصغری به نام بریم

در این پست می توانید آهنگ جدید حمید اصغری بریم را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ حمید اصغری بریم

Download New Song By Hamid Asghari  Called Berim

خواننده نام آهنگ شعر دسته بندی
حمید اصغری بریم شاهین شیخی آهنگ عاشقانه

 

نوشته دانلود آهنگ حمید اصغری بریم اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


دانلود رایگان ترجمه مقاله پست مدرنیسم، بوم شناسی عمیق و ایده درنده خویی – Philpapers 2007

۲۸ مرداد ۱۳۹۷
بدون نظر


 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله:

پست مدرنیزم، بوم شناختی عمیق و ایده وحشی بودن: برخی از مشکلات با در مورد فرمول های Drenthen

عنوان انگلیسی مقاله:

Postmodernism, deep ecology and the idea of wildness: Some problems with Drenthen’s formulations

 
دانلود رایگان مقاله انگلیسی 
 
دانلود رایگان ترجمه مقاله 
 
خرید ترجمه این مقاله با فرمت ورد
 
جستجوی ترجمه مقالات
 

 

مشخصات مقاله انگلیسی (PDF)
سال انتشار ۲۰۰۷
تعداد صفحات مقاله انگلیسی ۱۲ صفحه با فرمت pdf
رشته های مرتبط با این مقاله فلسفه
چاپ شده در مجله (ژورنال) مجله شبکه های عصبی اروپایی – JOURNAL OF THE EUROPEAN ETHICS NETWORK
کلمات کلیدی Drenthen، اکولوژی عمیق، پست مدرنیسم، اخلاق زیست محیطی
ارائه شده از دانشگاه کالج دانشگاه دوبلین
رفرنس دارد  
کد محصول F1041
نشریه Philpapers

 

مشخصات و وضعیت ترجمه فارسی این مقاله (Word)
وضعیت ترجمه انجام شده و آماده دانلود
تعداد صفحات ترجمه تایپ شده با فرمت ورد با قابلیت ویرایش  ۱۱ صفحه با فونت ۱۴ B Nazanin
منابع داخل متن به صورت انگلیسی درج شده است 
کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله متوسط میباشد 

 

فهرست مطالب
چکیده
بوم شناسی عمیق
وحشی بودن
 
 

 

بخشی از ترجمه
چکیده
. Martin Drenthen, برای تفسیر خود از سهم بالقوه Nietzsche در اخلاق زیست محیطی، قضاوت قوی صورت داده است، اما او عدالت را در مورد بوم شناسی عمیق رعایت نمی کند. مشکلی که او شناسایی می کند اساساً مشکل بیان یک مبنای معنی دار برای عمل است در حالیکه از احتمال همه معانی آگاهی دارد. این تنش را می توان از طریق بوم شناسی عمیق مشاهده کرد، که حداقل همانطور که توسط نظریه پرداز اصلی آن، Arne Naess توصیف شده است, کسی که واقعگرای اخلاقی نیست. با رشد ایده “وحشی بودن” یا طبیعت توسط Drenthen, تفاوت های کلیدی ظاهر می شوند که تنها می توانند به طور جزئی از اقدام مراقبتی نسبت به طبیعت حمایت نمایند. Drenthen در زمینه واقعیت تجربه شده – که محوریت اکوسوفی Naess است, دمدمی مزاج، حتی خصمانه عمل می کند. این باعث می شود که او در آن چیزی قرار گیرد که در نهایت یک طبیعت نسبتاً سنتی در برابر تمایز فرهنگی است و بنابراین فاصله موجود بین انسان ها و طبیعت را حفظ می کند.
یک سری از مقاله ها در مورد اخلاق زیست محیطی, نقشی را که Nietzsche در فلسفه محیط زیست ایفا می کند، مورد کاوش قرار داده اند. Hallman (1991) با توصیف Nietzsche، به عنوان نوعی اکولوژیست عمیق، کار خود را آغاز کرد. به دلیل نادیده گرفتن “اومانیسم بالای” Nietzsche, این کار به شدت توسط Acampora (1994) به شدت مورد انتقاد شدید قرار گرفت. نتیجه گیری Acampora این بود که در حالی که انتقادهای Nietzsche از جامعه می تواند مفید باشد، هیچ چیز مثبتی از او عاید محیط زیست شناسان نمی شود. Drenthen (1999) با این ارزیابی مخالفت کرد و قضاوت خود را برای سهم بالقوه اخلاق پاراداکسی Nietzsche در فلسفه محیط زیست ارائه داد؛ هرچند او با Acampora موافق بود که Nietzsche برای حمایت از زیست شناسی عمیق قابل کاربرد نیست.
به نظر میرسد که Drenthen یک قضاوت جدی برای تفسیر او از Nietzsche صورت داده است، ۱ اما او عدالت را در مورد بوم شناسی عمیق رعایت نمی کند. مشکلی که او شناسایی می کند اساساً مشکل بیان یک مبنای معنی دار برای عمل است در حالیکه از احتمال همه معانی آگاهی دارد. این تنش را می توان از طریق بوم شناسی عمیق مشاهده کرد، که حداقل همانطور که توسط نظریه پرداز اصلی آن، Arne Naess توصیف شده است, کسی که واقعگرای اخلاقی نیست. با رشد ایده “وحشی بودن” یا طبیعت توسط Drenthen, تفاوت های کلیدی ظاهر می شوند که تنها می توانند به طور جزئی از اقدام مراقبتی نسبت به طبیعت حمایت نمایند. Drenthen در زمینه واقعیت تجربه شده – که محوریت اکوسوفی Naess است, دمدمی مزاج، حتی خصمانه عمل می کند. این باعث می شود که او در آن چیزی قرار گیرد که در نهایت یک طبیعت نسبتاً سنتی در برابر تمایز فرهنگی است و بنابراین فاصله موجود بین انسان ها و طبیعت را حفظ می کند.
Drenthen, “وحشی بودن” را به گونه ای توصیف می کند که او آن را یک “مفهوم مرز انتقادی” (۲۰۰۵) را در قلمرو اخلاق عمومی می نامد. با استفاده از Nietzsche, او استدلال می کند که بحث ها در مورد اخلاق زیست محیطی منعکس کننده یک بحران در حوزه تئوری اخلاقی می شود. مشکل, نیاز به یک مفهوم از طبیعت (در وسیع ترین معنای “واقعیت”) برای زمینه سازی اخلاق است، و در عین حال آگاهی از عدم امکان دستیابی به یک نسخه قطعی از طبیعت است. Nietzsche, چارچوب نظریات اخلاقی روز خود را مطرح می کند، در حالی که نظر خود از واقعیت را به شکل “اراده خود برای قدرت” ارائه می دهد. Drenthen این را به عنوان پارادوکسی تفسیر می کند که Nietzsche با آگاهی, آن را به عنوان یک کشف اجتناب ناپذیر از طریق تفكر خود بیان كرد. ما هیچ انتخابی نداریم جز پایه گذاری اخلاقیاتمان براساس نظریات خود از طبیعت و اکنون می دانیم که اینها به طور کامل مشروط هستند.
در حوزه اخلاق زیست محیطی، این مورد توسط مخالفت بین “ساختارگرایی نسبیتی و واقع گرایی ارزش اخلاقی” (Drenthen 1999، ۱۷۵) نشان داده می شود. نمونه اولی, اخلاق زیست محیطی پست مدرن و نویسندگانی مانند Max Oelschlaeger (1995، ۱۹۹۱) وCronon William (1996) است. برای همه، تمام مفاهیم از طبیعت همیشه ساختارهای اجتماعی مشروط هستند و چون یک مفهوم از طبیعت, یک ادعای هستی شناسی را در مورد واقعیت می سازد، لزوما دیگر تفاسیر را سرکوب می کند. دومین رویکرد “سنتی” فرض می کند که “در طبیعت به روشی غیراهلی کننده” باید ممکن شود (Drenthen 1999، ۱۶۶) و شامل همه موقعیت های انسان شناختی ضعیف، غیر انسانی و محیطی می شود. تفاوت های بسیار بین این موقعیت ها, همه در این فرض مشترک هستند که طبیعت می تواند با ما در مورد شرایط خود صحبت کند. تفاوت اساسی در این دو دیدگاه می تواند مثمر ثمر بودن بحث را غیرممکن سازد.
 

 

بخشی از مقاله انگلیسی

ABSTRACT 

Martin Drenthen has made a strong case for his interpretation of Nietzsche’s potential contribution to environmental ethics but he does not do justice to deep ecology. The problematic he identifies is essentially the difficulty of asserting a meaningful basis for action while being aware of the contingency of all meanings. This tension can be seen running through deep ecology, at least as described by its main theorist, Arne Naess, who is not the moral realist that Drenthen would have him. Key differences do emerge as Drenthen develops his idea of “Wildness” or nature as “other,” which can only partially support caring action towards nature. Drenthen is ambivalent, even hostile, to a context of experienced reality – central to Naess’s ecosophy. This causes him to fall into what is ultimately a fairly traditional nature versus culture distinction and so maintain the existential gulf between humans and nature.

Aseries of articles in Environmental Ethics has explored the role that Nietzsche might play in environmental philosophy. Hallman (1991) began by describing Nietzsche as a kind of proto-deep ecologist. This was heavily criticized by Acampora (1994) for largely ignoring the “high Humanism” of Nietzsche. Acampora’s conclusion was that while Nietzsche’s criticisms of society could be useful, nothing positive could be gained from him by environmentalists. Drenthen (1999) disagreed with this evaluation and presented his case for the potential contribution of Nietzsche’s paradoxical morality to environmental philosophy; although he did agree with Acampora that Nietzsche could not be used to support deep ecology. Drenthen seems to have made a strong case for his interpretation of Nietzsche,1 but he does not do justice to deep ecology. The problematic he identifies is essentially the difficulty of asserting a meaningful basis for action while being aware of the contingency of all meanings. This tension can be seen running through deep ecology, at least as described by its main theorist, Arne Naess, who is not the moral realist that Drenthen would have him. Key differences do emerge as Drenthen develops his idea of “wildness” or nature as “other,” which can only partially support caring action towards nature. Drenthen is ambivalent, even hostile, to a context of experienced reality – central to deep ecology. This causes him to fall into what is ultimately a fairly traditional nature versus culture distinction and so maintain the existential gulf between humans and nature. Drenthen describes “wildness” as what he calls a “Critical border concept” (۲۰۰۵) in the realm of General Ethics. Using Nietzsche, he argues that debates within Environmental Ethics reflect a crisis within moral theory itself. The problem is in needing a concept of nature (in the broadest sense of “reality”) to ground morality while being aware of the impossibility of acquiring a definitive version of what nature is. Nietzsche exposes the groundlessness of the moral theories of his day while nevertheless offering his own account of reality in the form of his “will to power.” Drenthen interprets this as a paradox of which Nietzsche was aware and maintained as an unavoidable tension running through his thinking. We have no choice but to base our morals on our accounts of nature and we now know these to be thoroughly contingent. In the area of environmental ethics, this is demonstrated by the opposition between “relativistic constructivism and moralistic value realism” (Drenthen 1999, 175). The first is exemplified by postmodern environmental ethics and authors like Max Oelschlaeger (1995; 1991) and William Cronon (1996). For them, all conceptions of nature are always contingent social constructions and, because a conception of nature makes an ontological claim about reality, it necessarily suppresses other interpretations. The second “traditional” approach assumes that it should be possible “to conceive of nature in a non-domesticating way”(Drenthen 1999, 166) and includes all anthropocentric, weak anthropocentric, non anthropocentric, and ecocentric positions. The many differences between these positions all have in common the assumption that nature can speak to us in its own terms. The fundamental difference makes fruitful discussion between these two perspectives more or less impossible.

 

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله:

پست مدرنیزم، بوم شناختی عمیق و ایده وحشی بودن: برخی از مشکلات با در مورد فرمول های Drenthen

عنوان انگلیسی مقاله:

Postmodernism, deep ecology and the idea of wildness: Some problems with Drenthen’s formulations

 
دانلود رایگان مقاله انگلیسی 
 
دانلود رایگان ترجمه مقاله 
 
خرید ترجمه این مقاله با فرمت ورد
 
جستجوی ترجمه مقالات
 

 

 

نوشته دانلود رایگان ترجمه مقاله پست مدرنیسم، بوم شناسی عمیق و ایده درنده خویی – Philpapers 2007 اولین بار در ترجمه فا پدیدار شد.


دانلود رایگان ترجمه مقاله آنالیز اثر پارامترهای ماشینکاری بر ناهمواری سطح فولاد نیکل EN 36

۲۷ مرداد ۱۳۹۷
بدون نظر


چکیده
کیفیت و بهره وری, نقش چشمگیری را در بازار تولید امروزی ایفا می کنند. از نقطه نظر مشتریان, کیفیت, بسیار مهم است زیرا گستره کیفیت آیتم تهیه شده (یا محصول) بر درجه رضایت مصرف کنندگان در طول مصرف آن محصول تاثیر می گذارد. بنابراین, هر واحد ساخت یا تولید باید در مورد کیفیت محصول نگران باشد. کیفیت یک محصول را می توان توسط صفات کیفی مختلف توصیف نمود. این صفات می توانند کمی یا کیفی باشند. مطالعه کنونی ما مبتنی بر تحلیل پارامترهای ماشینکاری روی زبری سطح در شافت های EN 36 با استفاده از ابزار Carbide و Cobalt روی ماشین تراش CNC است. در صنایع ساخت و برش فلزی, پرداخت سطحی یک محصول در تعیین کیفیت بسیار حیاتی است. پرداخت سطحی, نه تنها کیفیت را تضمین می کند, بلکه موجب کاهش هزینه ساخت و تولید می شود. پرداخت سطحی, از نظر حدود تحمل مهم است, زمان مونتاژ را کاهش می دهد و از نیاز به عملیات ثانویه اجتناب می کند, پس در نتیجه موجب کاهش زمان عملیات می شود و منجر به کاهش هزینه کلی می شود. در کنار اینها, سطح پرداخته شده با کیفیت- مناسب در بهبود استحکام در برابر خستگی, مقاومت در برابر خوردگی و عمر خزش (انبساطی) چشمگیر است. در این تحقیق, هدف اصلی, مطالعه اثر سرعت برش و عمق برش بر روی زبری سطحی EN 36 در عملیات چرخاندن است.
مقدمه
فرآیند چرخش CNC در مقایسه با چرخش ماشین تراش مرسوم, فرآیندی نسبتاً جدید در فناوری ساخت تولید است. دستگاه های CNC, انعطاف پذیری در انتخاب سرعت دقیق برش, عمق برض و سرعت تغذیه را به طور همزمان فراهم می کنند. بنابراین, گستره جدیدی از متغیر فرآیند را ارائه می دهد. در این مقاله, ماده قطعه کار انتخابی EN 36 به طور معمول فولاد نیکل نامیده می شود. این ماده, فولاد سخت کاری خاص طراحی شده برای ترکیب با کربن برای ارائه یک محفظه بسیار سفت با هسته قوی است. به طور معمول در دنده ها, شافت های چرصقیل و شافت های دنده در اتومبیل های مختلف استفاده می شود.
نتایج و نتیجه گیری ها
نتیجه و بررسی
این مطالعه برای بررسی اثر پارامترهای فرآیند بر زبری سطح در طی عملیات چرخش خشک برای فولاد نیکل EN 36 انجام شد. عملیات چرخاندن روی ماشین تراش CNC Trainer با استفاده از پارامترهای ماشینکاری مختلف انجام شد. داده های ماشین کاری در مورد زبری سطح بر این اساس جدول بندی شدند. دو نوع ماده ابزار یعنی Tungsten Carbide insert و Cobalt Insertاستفاده شدند. یک پروفیل سنج Stylus نوع تماسی برای محاسبه زبری تولید شده سطح استفاده شد. زبری سطح از جابجایی Stylus عمودی ایجاد شده در طی حرکت عرضی روی بی نظمی های سطحی تعیین می شود. این اندازه گیری روی صفحه نمایش دیجیتال نمایش داده شد. در زیر, رابطه بین پارامتهای فرآیند و زبری سطحی ارائه شده است-

 


دانلود رایگان ترجمه مقاله محدودیت های زمین شناسی و ایزوتوپیک بر روی تکامل فلززایی ذخایر رسوبی – الزویر ۱۹۹۹

۲۷ مرداد ۱۳۹۷
بدون نظر


 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله:

محدودیت های زمین شناسی و ایزوتوپی در تکامل فلززایی ذخایر روی-مس رسوبی برزیل

عنوان انگلیسی مقاله:

Geological and Isotopic Constraints on the Metallogenic Evolution of the Proterozoic SedimentHosted Pb-Zn (Ag) Deposits of Brazil

 
دانلود رایگان مقاله انگلیسی 
 
دانلود رایگان ترجمه مقاله 
 
خرید ترجمه این مقاله با فرمت ورد
 
جستجوی ترجمه مقالات زمین شناسی
 

 

مشخصات مقاله انگلیسی (PDF)
سال انتشار ۱۹۹۹
تعداد صفحات مقاله انگلیسی ۱۹ صفحه با فرمت pdf
رشته های مرتبط با این مقاله زمین شناسی
گرایش های مرتبط با این مقاله رسوب شناسی و زمین شناسی زیست محیطی
چاپ شده در مجله (ژورنال) تحقیقات گاندوانا – Gondwana Research
کلمات کلیدی ذخایر (Pb-Zn(Ag با میزبانی رسوب، پروتروزوییک، برزیل، ایزوتوپ، فلززایی
ارائه شده از دانشگاه گروه فیزیک و نجوم، دانشگاه کالگری، کانادا
رفرنس دارد  
کد محصول F1043
نشریه الزویر – Elsevier

 

مشخصات و وضعیت ترجمه فارسی این مقاله (Word)
وضعیت ترجمه انجام شده و آماده دانلود
تعداد صفحات ترجمه تایپ شده با فرمت ورد با قابلیت ویرایش  ۳۳ صفحه با فونت ۱۴ B Nazanin
ترجمه عناوین تصاویر و جداول ترجمه شده است ✓ 
ترجمه متون داخل تصاویر ترجمه نشده است  
ترجمه متون داخل جداول ترجمه نشده است 
درج تصاویر در فایل ترجمه درج شده است  
درج جداول در فایل ترجمه درج شده است  
منابع داخل متن به صورت انگلیسی درج شده است
کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله متوسط میباشد 

 

فهرست مطالب
خلاصه
مقدمه
روش های نمونه برداری و روش های تحلیلی
ویژگی های کلی ذخایر
Archerun تا پالئوپروتروزوئیک
Cnnoas پلئوپروتروزوئیک تا مزوپروتروزوئیک
Cabolco
نئوپروتروزوییک
Lrcci
Nom Redenpo
پروتروزوئیک پسین تا اوایل پالئوزوئیک
Saritn Marig
بحث
نتایج
 
 

 

بخشی از ترجمه
خلاصه
مطالعات منسجم از هفت ذخیره سولفید سر-نقره-روی با میزبانی پروتروزوییک در برزیل، برآورد سن دنباله میزبان و کانی، ماهیت منابع گوگرد و فلزات, محدوده دمای تشکیل سولفید و محیط رسوب را میسر نموده اند. این رسوبات را می توان به سه گروه از نظر دوره طبقه بندی نمود. (A) آرکئن تا پالئوپروتروزوئیک: ذخیره Boquira، در ایالت Bahia، متشکل از سولفیدهای گسترده و منتشر شده توسط توالی های چینه سان توسط توالی های پارامتافورمیک از گرانریت-کامینگتونیت + مگنتیت می شوند که نشان دهنده رخساره های سیلیکات سازند Boquira (BF) می باشد. داده های ایزوتوپ سرب از نمونه های گالن نشاندهنده یک گستره زمانی بین ۲٫۷ و ۲٫۵ Ga برای تشکیل سنگ معدن، در توافق با موقعیت چینه شناسی BF می باشد. ترکیبات ایزوتوپ گوگرد نسبتاً سنگین برای سولفیدهای منتشر شده و چینه سان (۸٫۳-۱۲٫۸٪ O CDT) یک منبع رسوبی برای گوگرد را نشان می دهد. (b) پالئو تا مزوپروتروزوئیک: سولفیدهای چینه سان و محدود شده-لایه ای در ارتباط با گسل های رشد در معدن Canoas (Ribeira، در ایالت پارانا) و در کانی Caboclo (ایالت Bahia) موجود هستند. آنها توسط کالسیلیکات ها و آمفیبولیت ها در ذخیره Canoas میزبانی می شوند، در حالی که در منطقه Caboclo، کانی با دلارنیت های هیدروترمال تغییریافته در پایه سازند Ga Caboclo 1.2 مرتبط است. تفسیر دوره سرب-سرب در کانی Canoas همسن با Ga 1.7 سنگ های میزبان است. داده های ایزوتوپیک گوگرد برای سولفیدهای Canoas (1.2-16٪ O CDT) نشاندهنده یک منبع آب دریا برای گوگرد است. محدوده بین ۸٫۸ -۲۱٫۱٪ و O CDT برای سولفید Caboclo می تواند عمل کاهش باکتریایی سولفات آب دریا را نشان دهد، اما این تفسیر قطعی نیست. (c) نئوپروتروزوییک: کانسارهای چینه سان و سولفید محدود شده-لایه ای تشکیل شده در طول تاریخ دیاژنتیکی پیچیده ای از سنگ های کربناته میزبان tlieMorro Agudo (گروه Bambui)، IRED و Nova RedenCIo (گروه UNA)، مقادیر ایزوتوپ گوگرد سنگین (۱۸٫۹-۳۹٫۴٪ O CDT) را ارائه می دهند. ترکیب ایزوتوپ سنگین از باریت های این ذخیره ها (۲۵٫۱-۴۰٫۹ درصد) منعکس کننده منشاء آنها از سولفات های نئوپروتروزوییک آب دریا می باشد. آخرین و مهم ترین طبقه، غلظت های فلزی, نشان دهنده گوگرد پاک شده از سولفیدهای از پیش موجود و یا از احیای مستقیم مواد معدنی سولفات تبخیری است. داده های ایزوتوپی سرب از گروه Bambui, تنوع منابع رسوب پروتروزوییک را نشان می دهد که احتمالا مسئول حمل و نقل فلز به محل رسوب سولفید بوده است. (d) پروتروزوئیک پسین تا اوایل پالئوزوئیک: سولفیدهای سرب و روی (+ پیریت و کالکوپیریت) ذخیره Santa Maria، در Rio Grande Do Sul، ماتریس ماسه سنگ های آرکوسیک و کنگلومرا را تشکیل می دهد و از نزدیک با گسل های منطقه ای تشکیل دهنده ساختارهای گرابن در ارتباط است. سنگ های آتشفشانی میانی با اعضای آواری جای گرفته اند. دوره ایزوتوپی سرب کانی (۰٫۵۹ Ga) همسن با سنگ های میزبان است. مقادیر ایزوتوپی گوگرد بین ۳٫۶- و ۴٫۱ و سازگار با منبع عمیق برای گوگرد هستند.
داده های زمین شناسی، پتروگرافی و ایزوتوپی ذخیره مورد مطالعه نشان می دهد که آنها در طول دوره تکتونیک کششی تشکیل شده اند. گسل های رشد و یا ساختارهای زیرزمین فعال شده دوباره، احتمالاً مسئول گردش موضعی مایعات حامل فلز در توالی های رسوبی بوده است. در بسیاری از موارد سولفیدها با کاهش سولفات رسوبی تشکیل می شوند. ساختارهای خطی، کنترل های مهم برای غلظت سولفید در این حوضه پروتروزوییک هستند.

مقدمه
Proterozoic Eon، تقریبا بر روی هر قاره، توسط فراوانی نسبتا بالاتر کانسارهای سولفید فلز پایه شناخته شده است. ذخایر مس و / یا سرب و روی موجود در سطح جهانی در حوضه های رسوبی پروتروزوییک بسیاری از مناطق قاره ای موجود هستند، از جمله مناطق Broken Hill, McArthur و Mount Isa-Century در استرالیا؛ Sullivan ، در کانادا؛ کمربند مس Gamsberg و Zambia-Congo ، در قاره آفریقا. این رسوبات حاوی ذخایر عظیم، با محتوای فلز مجموع بیش از ۲۵۰ میلیون تن هستند. در مقابل، چنین ذخایری در قاره آمریکای جنوبی تا به حال کشف شده اند. در برزیل، به نمایندگی از تقریبا نیمی از کل منطقه قاره ای کشف نشده ، هیچ کانسارهای سولفید فلزات پایه بزرگ با وجود وقوع گسترده حوضه های رسوبی پروتروزوییک پوشش دهنده بیش از ۵۰۰۰۰۰ کیلومتر مربع از قلمروی آن وجود دارد. به جز برای معادن Morro Agudo Vazante ، در ایالت Minas Gerais (2 تا ۳ میلیون تن فلز روی + سرب)، تنها ذخیره های کوچک و ظهورهای توزیع شده در این حوضه های پروتروزوییک وجود دارد.
سوال اصلی در این نقطه اینست: چرا هیچ کانسارهای سولفید پروتروزوییک میزبانی رسوب در سطح جهانی به در حال حاضر در قاره آمریکای جنوبی وجود ندارد؟ پاسخ به این سوال می تواند سرمایه گذاری ناکافی در اکتشاف مواد معدنی توسط شرکت های معدن و / یا فقدان مدل فلززایی رضایت بخش باشد که می تواند برای برنامه ریزی اکتشاف شود. در هر صورت، یک اتفاق نظر در میان زمین شناسان موسسات دانشگاهی و شرکت های استخراج معدن در مورد عدم وجود اطلاعات کافی وجود دارد که می تواند برای ساخت مدل های فلززایی سازگار استفاده شود.
در این مقاله, نتایج اولیه بررسی مداوم خود از هفت کانسار سولفید روی-سرب-نقره میزبانی رسوب در برزیل را مورد بحث قرار می دهیم که یک گستره زمانی حدود ۲٫۵ GA تا ۰٫۵۷ Ga را پوشش می دهد. این ذخایر عبارتند از: Boquira، Caboclo، Irece و Nova Redensgo ، در ایالت Bahia. Morro Agudo، در حالت میناس Minas Gerais. Canoas در Paranh و Santa Maria، در ایالت Rio Grande Do Sul (شکل ۱). در این کانسارها, داده های زمین شناسی، پتروگرافی و ژئوشیمیایی، همراه با نشانه های ایزوتوپ پرتوزاد و پایدار و مطالعات شاره، برای تفسیر تنظیم زمین ساختی-جغرافیایی آنها و ردیابی تکامل فلززایی به کار گرفته می شوند. این اعتقاد راسخ ماست که یک تفسیر یکپارچه و کافی از این داده ها قطعاً باید دیدگاه های جدیدی را برای اکتشاف فلزات پایه در حوضه های رسوبی پروتروزوییک از برزیل باز نماید.
تمام رسوبات مطالعه شده قبلاً توسط نویسندگان و / یا توسط دیگران شرح داده شده و نقشه برداری شده اند. رسوبات Boquira, Caboclo, Ire&, Nova Redensgo و Morro Agudo از سال ۱۹۸۷ در ” مدلسازی ذخایر معدنی فلززایی ” ، توسط گروه پژوهش، از CNPq (شورای تحقیقات ملی برزیل) و دانشگاه Bahia، برزیل، در همکاری با دیگر مراکز تحقیقاتی ملی و بین المللی مورد مطالعه قرار گرفته اند. همچنین آنها به ترتیب توسط Fleischer (1976), ConceiqBo Filho and Silva11984), Monteiro et al. (1987), Moraes Filho و Leal (1990) and Dardenne نقشه برداری شده اند. هر چند رسوبات Canoas و Santa Maria مورد بازدید قرار گرفته اند و توسط دو تن از نویسندگان نمونه برداری شده اند، کار تحقیقاتی اصلی به ترتیب، در Universities of SBo Paulo and Estadual Paulista در Rio Claro (Tassinari et al., 1990; Daitx, 1996) و در the University of Rio Grande do Sul (Badi, 1983; Remus et al., 1997 در حال انجام است. بسیاری از اطلاعات در مورد این دو ذخایر از آثار ذکر شده در بالا گرفته شده اند. بسیاری از شرکت ها و موسسات استخراج معدن برزیل، مانند Companhia Baiana de Pesquisa Mineral (CBPM), Companhia de Pesquisa de Recursos Minerais (CPRM), Companhia Mineira de Metais (CMM), Companhia Brasileira do Cobre (CBC), Plumbum Minerasso e Metalurgia and Departamento Nacional da ProduqBo Mineral (DNPM) نیز به خصوصیات زمین شناسی از ذخیره مورد مطالعه کمک کرده است.

 

 

بخشی از مقاله انگلیسی

Abstract

Integrated studies of seven Proterozoic sediment-hosted, Pb-Zn-Ag sulfide deposits of Brazil, permit the estimation of the age of the hosting sequence and the mineralization, the nature of the sulfur and metal sources, the temperature range of sulfide formation and the environment of deposition. These deposits can be classified into three groups, according to their ages. (a) Archean to Paleoproterozoic: the Boquira deposit, in Bahia state, consists of stratiform massive and disseminated sulfides hosted by parametamorphic sequences of grunnerite-cummingtonite+magnetite that represent a silicate facies of the Boquira Formation (BF). Lead isotope data of galena samples indicate a time span between 2.7 and 2.5 Ga for ore formation, in agreement with the stratigraphic position of the BF. The relatively heavy sulfur isotope compositions for the disseminated and stratiform sulfides (+8.3 to +12.8 ‰ CDT)suggest a sedimentary source for the sulfur. (b) Paleo to Mesoproterozoic: stratiform and stratabound sulfides in association with growth faults are present in the Canoas mine (Ribeira, in Paraná state) and in the Caboclo mineralization (Bahia state). They are hosted by calcsilicates and amphibolites in the Canoas deposit, whereas in the Caboclo area the mineralization is associated with hydrothermally altered dolarenites at the base of the 1.2 Ga Caboclo Formation. The interpreted Pb-Pb age of the Canoas mineralization is coeval with the 1.7 Ga host rocks. Sulfur isotopic data for Canoas sulfides (+1.2 to +16 ‰ CDT) suggest a sea water source for the sulfur. The range between −۲۱٫۱ and +8.8 ‰ CDT for the Caboclo sulfides could suggest the action of bacterial reduction of seawater sulfates, but this interpretation is not conclusive. (c) Neoproterozoic: stratiform and stratabound sulfide deposits formed during the complex diagenetic history of the host carbonate rocks from the Morro Agudo (Bambui Group), Irecê and Nova Redenção (Una Group), yield heavy sulfur isotope values (+18.9 to +39.4 ‰ CDT). The uniform heavy isotope composition of the barites from these deposits (+25.1 to +40.9 ‰) reflect their origin from Neoproterozoic seawater sulfates. The late-stage, and most important, metallic concentrations represent sulfur scavenged from pre-existing sulfides or from direct reduction of evaporitic sulfate minerals. Lead isotope data from the Bambui Group suggest focused fluid circulation from diverse Proterozoic sediment sources, that probably was responsible for metal transport to the site of sulfide precipitation. (d) Late Proterozoic to Early Paleozoic: lead-zinc sulfides (+pyrite and chalcopyrite) of Santa Maria deposits, in Rio Grande do Sul, form the matrix of arkosic sandstones and conglomerates, and are closely associated with regional faults forming graben structures. Intermediate volcanic rocks are intercalated with the basal siliciclastic members. Lead isotope age of the mineralization (0.59 Ga) is coeval with the host rocks. Sulfur isotopic values between −۳٫۶ and +4.1 are compatible with a deep source for the sulfur. Geological, petrographic and isotopic data of the deposits studied suggest that they were formed during periods of extensional tectonics. Growth faults or reactivated basement structures probably were responsible for localized circulation of metal-bearing fluids within the sedimentary sequences. Sulfides were formed by the reduction of sedimentary sulfates in most cases. Linear structures are important controls for sulfide concentration in these Proterozoic basins.

Introduction

The Proterozoic Eon is characterized, on almost every continent, by its relatively higher abundance of base metal sulfide deposits. World-class lead-zinc and/or copper deposits are present in the Proterozoic sedimentary basins of most continental areas, such as: Broken Hill, McArthur and Mount Isa-Century districts, in Australia; Sullivan, in Canada; Gamsberg and Zambia-Congo copperbelt, in the African continent These deposits contain huge rcscrvcs, with total mctnl content exceeding 250 million tonncs, In contrast, such dcpos~ls hcive not been discovered in tlic South American coiilincnl until now In Brdl, representing almost half of the entire continentLil med, there are no large basc-mctal sulfide deposits despitc the wicleapread occurrciicc of Protero7oic seditnentary basins coveiing iiioie than 500,000 kin? of its territory. Except for the Morro AgudoVazante mines, in the state of Minas Gerais (2 to 3 million tonnes of Zn+Pb metal content), there are only small deposits and occurrences distributed in these Proterozoic basins. The main question at this point is: why are no worldclass Proterozoic sediment-hosted sulfide deposits present on the South American continent? The answer to this question may be the inadequate investment in mineral exploration by m1111ng compmics md/or lack of satkfactoi y nietallogeiitc models that co~il~l bc cmployed lui explordtion plmning. 117 any casr, there 15 A C~SC’I~~LI~ miuiig KeuluKi4s from the ncademlc ins11 lrilioiis L~~i~l iniiiiiig coiiiptuiies conccrnmg thc obsencr of adeqiintcx rntoi iiiiltioi~ tl~t curilcl bc usrd for constrticliiig consislcnl ~iict~illogcnic ~noclels In this paper we disc~ss llic pic-limin,iiy icsulls of oiii on-going mvcstigntton of seven An-I %-AX scdi md-lioslccl sulfide deposits in Urazil, covering a timc sp.iii fiorii approximately 2.5 Ga to 0.57 Ga. These deposits are: Boquira, Caboclo, Ire& and Nova Redensgo, in the state of Bahia; Morro Agudo, in Minas Gerais state; Canoas in Paranh and Santa Maria, in Rio Grande do Sul state (Fig. 1). In these deposits geological, petrographical and geochemical data, along with radiogenic and stable isotope signatures and fluid inclusions studies, are being employed to interpret their geotectonic setting and trace the metallogenic evolution. It is our firm belief that an integrated and adequate interpretation of these data should certainly open new perspectives for base-metal exploration in the Proterozoic sedimentary basins of Brazil. All the deposits studied have been described earlier and mapped by the authors and/or by others. The deposits of Boquira, Caboclo, Ire&, Nova Redensgo and Morro Agudo are being studied since 1987, by the Research Group on “Metallogenesis and Mineral Deposits Modeling”, from the CNPq (the National Research Council of Brazil) and the University of Bahia, Brazil, in collaboration with other national and international research centers. They have also been mapped respectively by Fleischer (1976), ConceiqBo Filho and Silva11984), Monteiro et al. (1987), Moraes Filho and Leal (1990) and Dardenne (1978a). Though the deposits of Canoas and Santa Maria have been visited and sampled by two of the authors, the main research work is being carried out, respectively, at the Universities of SBo Paulo and Estadual Paulista at Rio Claro (Tassinari et al., 1990; Daitx, 1996) and at the University of Rio Grande do Sul (Badi, 1983; Remus et al., 1997). Much of the information on these two deposits are taken from the works cited above. Many Brazilian mining companies and institutions, such as Companhia Baiana de Pesquisa Mineral (CBPM), Companhia de Pesquisa de Recursos Minerais (CPRM), Companhia Mineira de Metais (CMM), Companhia Brasileira do Cobre (CBC), Plumbum Minerasso e Metalurgia and Departamento Nacional da ProduqBo Mineral (DNPM), also contributed to the geological characterization of the deposits studied.

 

 

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله:

محدودیت های زمین شناسی و ایزوتوپی در تکامل فلززایی ذخایر روی-مس رسوبی برزیل

عنوان انگلیسی مقاله:

Geological and Isotopic Constraints on the Metallogenic Evolution of the Proterozoic SedimentHosted Pb-Zn (Ag) Deposits of Brazil

 
دانلود رایگان مقاله انگلیسی 
 
دانلود رایگان ترجمه مقاله 
 
خرید ترجمه این مقاله با فرمت ورد
 
جستجوی ترجمه مقالات زمین شناسی
 

 

نوشته دانلود رایگان ترجمه مقاله محدودیت های زمین شناسی و ایزوتوپیک بر روی تکامل فلززایی ذخایر رسوبی – الزویر ۱۹۹۹ اولین بار در ترجمه فا پدیدار شد.


دانلود رایگان ترجمه مقاله بهینه سازی زبری سطحی و عمر ابزار جاسازی های کاربید پوششی چندلایه TiAIN/TiN PVD

۲۶ مرداد ۱۳۹۷
بدون نظر


چکیده

پیش بینی زبری سطحی و فرسودگی ابزار, نقشی چشمگیر را در صنعت ماشینکاری برای برنامه ریزی و کنترل مناسب پارامترهای ماشینکاری و بهینه سازی شرایط برش ایفا می کند. در این مقاله, رویکرد Taguchi برای یافتن پارامترهای بهینه فرآیند در چرخش در حین ماشینکاری نیمه سخت فولاد آلیاژ EN31 سخت شده استفاده می شود. یک آرایه عمودی L9, نسبت سیگنال به نویز و تحلیل واریانس (ANOVA) برای مطالعه مشخصات عملکردی پارامترهای ماشینکاری (سرعت برش, نرخ تغذیه و عمق برش) با ملاحظه پرداخت سطحی و عمر ابزار به کار برده می شوند. نتایج نشان داد که سرعت تغذیه, موثرترین عامل در زبری سطحی و عمر ابزار است. نتایج آزمایشی برای توضیح اثربخشی رویکرد پیشنهادی ارائه می شوند.

 

مقدمه

چالش شرکت های تولید انبوه, عمدتاً بر کسب کیفیت بالا, از نظر دقت ابعادی قطعه کار, پرداخت سطحی, نرخ تولید بالا, فرسودگی کمتر روی ابزارهای ماشین متمرکز شده است. با توسعه فناوری در رشد صنعت ساخت و تولید, شرکت ها به رده های پوشش دار از ابزارهای کاربید از رده های کاربید منظم برای عملیات های ماشینکاری فولادهای سخت شده روی آورده اند [۱۰].ابزارهای کاربید پوشش دار (PVD) با رسوب فیزیکی بخار در دهه اخیر غالب بوده است. این روزها, پوشش های چندلایه پیشرفته نازک رسوب یافته توسط تکنیک رسوب بخار فیزیکی (PVD) در ماده زیرلایه کاربید تنگستن به منظور افزایش مقاومت در برابر فرسودگی و کاهش تراشه برداری جاسازی ها استفاده می شوند. فرسودگی ابزار, نیروی برش, زبری سطحی و قدرت برش, پاسخ های نسبی هستند. فرسودگی ابزار منجر به تغییرات در هندسه ابزار می شود که بر نیروهای برش, قدرت برش و پرداخت سطحی تاثیر می گذارد [۳]. این یک عامل عمده است که موارد اقتصادی در برش فلز را تعیین می کند. یک نرخ پایین از فرسودگی ابزار, به معنای افزایش عمر ابزار, پرداخت سطحی بهتر, کاهش هزینه ابزاربندی و هزینه پایین تولید است.

در مورد پوشش PVD TiAIN, بهبود در عملکرد برش, ناشی از ویژگی های مقاومت TiAIN در برابر اکسیداسیون در دمای بالاتر است [۸]. مقاومت بالا در برابر فرسودگی حتی در دماهای بالا, یک ویژگی برجسته TiAIN [10] است, مشخصه ای که این پوشش را برای برش ماده قطعه کار تراشنده مانند آهن ریخته گری, آلیاژهای سیلیکون آلومینیوم و مواد کامپوزیت در سرعت های بالا, مناسب می سازد.

نتایج

از تحلیل نتایج در فرآیند چرخش با استفاده از رویکرد مفهومی نسبت (S/N) سیگنال به نویز, تحلیل واریانس (ANOVA), تحلیل رگرسیون و روش بهینه سازی Taguchi, موارد زیر را می توان از مطالعه حاضر نتیجه گرفت:

• آزمایشات طراحی شده آماری بر اساس روش های Taguchi با استفاده از آرایه های عمودی L9 برای تحلیل فرسودگی ابزار و زبری سطحی به عنوان متغیرهای پاسخ انجام شدند. نسبت S/N مفهومی و رویکردهای ANOVA برای تحلیل داده ها, نتایج مشابه را نشان می دهند.

• ماکزیمم عمر ابزار در سرعت برش ۱۸۰ متر در دقیقه, یک نرخ تغذیه متوسط ۱۰ میلی متر بر دور و عمق برش ۰٫۷ میلی متر به دست می آید.

• بالاترین پرداخت سطحی (کمترین Ra) در سرعت برش ۱۸۰ متر بر دقیقه, یک نرخ تغذیه متوسط ۰٫۱۰ میلی متر بر دور و عمق برش ۰٫۹ میلی متر به دست می آید.

• بهبود زبری سطحی از پارامتهای ماشینکاری اولیه تا پارامترهای ماشینکاری بهینه در حدود ۲۸۰% است, در حالیکه عمر ابزار تا ۱۶۱% بهبود می یابد.

• نمودارهای فعل و انفعال برای عمر ابزار و زبری سطحی نشان می دهد که فعل و انفعالات تغذیه و سرعت  بیشترین تاثیر را بر عملکرد ماشینکاری جاسازی های ابزار برش کاربید پوشش دار TiAIN در فولاد آلیاژ سخت شده EN31 در شرایط خشک دارند.

• نتایج ANOVA برای عمر ابزار نشان می دهد که نرخ تغذیه, چشمگیرترین پارامتر (با سهم ۵۹%) است که نسبت به دیگر پارامترهای برش, بر عمر ابزار بیشترین تاثیر را دارد. سرعت برش, عامل کمک کننده بعدی است که سهم آن, ۳۵٫۸۶% و کمترین سهم از عمق برش که ۲٫۳۹% است.

• نتایج ANOVA برای زبری سطحی نشان می دهد که نرخ تغذیه, مهم ترین پارامتر (با سهم ۸۷%) است که نسبت به دیگر پارامترهای برش, بر عمر ابزار بیشترین تاثیر را دارد. سرعت برش و DOC, چشمگیرترین پارامترها هستند.


دانلود رایگان ترجمه مقاله کنترل مالکیت موسسات وابسته خارجی – الزویر ۲۰۱۶

۲۶ مرداد ۱۳۹۷
بدون نظر


Abstract

This paper applies property rights theory to explain changes in foreign affiliates’ ownership. Post-entry ownership change is driven by both firm-level characteristics and by the differences in the institutional environments in host countries. We distinguish between financial market development and the level of corruption as two different institutional dimensions, such that changes along these dimensions impact upon ownership change in different ways. Furthermore, we argue that changes in ownership are affected by the foreign affiliate’s relatedness with its parent’s sector, as well as by the affiliate’s maturity. We use firm level data across 125 host countries to test our hypotheses.

۱٫ Introduction

Firm ownership remains a core construct in the international business (IB) literature (Aguilera & Crespi-Cladera, 2016). The need to retain ownership and control of firm-specific assets is at the core of internalisation theory and is a founding pillar of the dominant paradigms in IB. Indeed, as discussed in the recent retrospective by Brouthers (2013), the large literature on entry modes has explored ownership decisions at the point of entry, particularly with the aid of transaction cost theory. However, there is limited understanding of how multinational enterprises (MNE) and local partners adjust their ownership shares as the external environment changes. The existing theory on ownership change builds primarily on the tradition of Johanson and Vahlne (1977, 2009) who emphasise experiential learning and the evolutionary aspects of the process of ownership structure adjustment. However, the existing literature treats the evolution of foreign presence in a location as being, ceteris paribus, an incremental process of increased commitment. Accordingly, many studies adopt a theoretical framework that is in line with the Uppsala model (see e.g., Brouthers & Bamossy, 1997; and Globerman & Shapiro, 2003), which argues that firms internationalise incrementally based on their ability to successfully leverage their ownership advantages into new markets. However, to use this argument in order to explore the nature of the relationship between experience and affiliate ownership is, as Birkinshaw and Morrison (1995) point out, misleading. Rather, it is important to emphasise that the process of ownership change is driven by a variety of factors, resulting in an increase or a decrease in shares held by the foreign investor over time. Importantly, these follow not only the foreign investor’s strategy but are co-determined by the local partner’s incentives and motivation in holding the remainder of the affiliates’ ownership shares. We incorporate this aspect into the analysis in order to consider the relative value of both the foreign and the local partner’s contributions at the affiliate level. We argue that the evolution of the relative value of these contributions varies not only due to firm-level features and processes (relatedness of affiliate to parent and maturity of the affiliate), but also due to the institutional environments. Our study, therefore, contributes to the literature on internationalisation and ownership change in several ways. First, we conceptualise post-entry changes in foreign affiliate ownership with the aid of property rights theory. Indeed, we seek to develop this literature in line with the findings of Beamish and Lupton (2016) who argue that it is important for future theory building on cooperative strategies in IB to focus research “on what is best for the agreement, or joint venture (JV), rather than what is good for either the foreign or local partner” (Beamish & Lupton 2016: 173). Building on this perspective, we argue that much of the existing literature, views ownership structures only from the perspective of the foreign partner (i.e. parent MNE), while the local partner (i.e. host country partner) is equally important. It is necessary therefore to expand our conceptual understanding. We posit that the property rights theory is a perspective that fits this suggested purpose, and we use this theory to conceptualise postentry changes in foreign affiliate ownership. This allows us to develop arguments to extend the traditional analysis centred on transaction costs (Brouthers, 2002) in order to consider the optimal distribution of ownership shares, emphasising effective responses to the problem of incomplete control. We use insights gleaned from property rights theory to investigate firm level and country level drivers of changes in ownership structure. In doing so, we explore the applicability of the property rights theory to the core IB theme of firm ownership (Antràs, 2014). Our main argument is that changes along the institutional dimensions and to the firm-level characteristics affect the relative value of the local and foreign partners’ contributions and their outside options (e.g. sources of finance) in a non-symmetric manner. Second, we extend the literature, building on Hoskisson et al. (2013), by contrasting the changes in the general quality of host country institutions that affect contracting opportunities, with the impact of improved financial markets in the host countries. We posit that financial market development is a distinct factor in explaining ownership change. In many emerging market economies, the quality of the financial sub-systems may exceed the overall institutional quality (Glaeser, Johnson, & Shleifer, 2001) and the two systems may well evolve independently of each other. This links with arguments of Cantwell, Dunning, and Lundan (2010), who explore the co-evolution of institutions and inward investors. Third, by focusing on changes in ownership structure, we can better isolate institutional effects from static country characteristics. For example, institutional quality measures, when captured in levels are strongly correlated with level of development, as documented by institutional theorists (e.g., North, 1990). This confounding effect no longer applies to changes in institutions. Likewise, the dynamic approach enables us to incorporate the impact of the increasing maturity of the foreign affiliate, and also how outcomes of these processes differ for firms that are characterised by higher relatedness, building on the concept utilised by Malhotra and Gaur (2014). We have annual observations of ownership shares for 53,625 foreign affiliates in 125 countries in our sample period of 2002– ۲۰۱۲, whereas previous studies have mostly relied on information at the time of investment. Utilising this data, we test our hypotheses relying on the multinomial logit estimator. Our core findings, in contrast with the earlier literature, are that an increase in corruption in the host country results in a lower likelihood of a multinational reducing its holding to become a minority partner. In contrast, improvements in local capital markets make such a move more likely, as it enhances access to finance for local firms. At the micro-level, we find that maturity of firms makes an adjustment towards minority foreign control more likely and higher relatedness between the affiliate’s and the parent’s activities makes an adjustment towards minority foreign control less likely. Our results are detailed below and explained with the aid of property right theory. The paper is organised as follows. We first discuss the theoretical framework and derive our hypotheses. In the subsequent section we describe the data and methodology. The final sections present and discuss the results, followed by concluding remarks.